تبلیغات
< > مــا بـــہ هـمـ مــحـڪــومیــمـ - ♡


مــا بـــہ هـمـ مــحـڪــومیــمـ

❤ زنـدگیمـونـو میـرِسـونیـمـ بـہ خـوش طـعـمـ تـَریـךּ جـاش ❤

اَمیرحُسینَم داره میره سَربازی مُتاسفانه و خوشبختانه .... متاسفانه بِخاطره دوریمون :( آخه من چجوری این ۲ ماه آموزشیش که دور اَز تِهرانه تَحَمُل کُنم؟ فقط دلَم به این خوشه که بعده آموزشیش یا تهران بیفته یا حومه های تِهران ... ایشالله که همینطوره :( خوشحالَم بابته اینکه مشکله اصلیمون هَمین سَربازی بود . چون واقعا نمیشُد کاری کَرد . هَم برای کارا و ایده های خودمون هرکاری رو میخواستیم اَنجام بدیم و بهش فکر میکردیم یکی از شرطاش میشُد خِدمَته سربازی رفته باشی :/ همَم اینکه خونوادَم دیگ بهونه ای نَخواهَند داشت .... با این اتفاق حداقل ۳ سال دیگ باز باید مُنتظر وصالمون باشیم . تا عشق جانَم بره بیاد دوباره بخواد کارِشو شروع کُنه سرمایه ای کِنار بزاره باز تایم میبَره .... اَما اشکال نَداره ‌ . من و اَمیرحسنَم دوست داریم شروعه زندگیمون و ازدواجمون با خاطره های خوب باشه و سعی کنیم تو اوج باشیم و دیگ سختی و مُشکلی روبه رومون نباشه .... بخاطره همین ما تَحَمُل میکنیم و مقاومت میکنیم :* کانال و اینستاگرام دارم ولی هیچ فعلا تصمیم ندارم اینجا آیدی هاشُ مطرح کُنَم تا وقتش ... خلاصه اینکه فعلا قراره دوری رو تحمُل کنیم . مایی که اِمکان نداشت چند روز ۱ بار هَمُ نمیبینیم :( تا ببینیم خُدا چی میخواد
برچسب‌ها:
+ چهارشنبه 13 دی 1396 | 17:04 | پـــَریــاشــوטּ | نظرات()

Sara